عید غدیر مبارک باد
ناشر حكم ولايت به ولي مينازد
گر بنازد به علي شيعه،ندارد عجبي !!
عجب ! اينجاست ((خدا)) هم به علي مينازد
عيد بزرگ غدیر بر مسلمین جهان مبارک باد
ناشر حكم ولايت به ولي مينازد
گر بنازد به علي شيعه،ندارد عجبي !!
عجب ! اينجاست ((خدا)) هم به علي مينازد
عيد بزرگ غدیر بر مسلمین جهان مبارک باد
------------------------------------------
نخواهم کشت دل را ، از چه باید بگذرم از تو
سراسر باده ی عشقم ، سراپا ساغرم از تو
شهامت می کنم اما ، نه در ترکت عزیز دل
نمی گردد دمی حتی ، جدایی باورم از تو
منم از سر گذشته آب تر ، در غرق این اقرار
به زخم عشق خون گشته تمام پیکرم از تو
---------------------------------------------------
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت
زیر باران غزلی خواند ، دلش تر شد و رفت
چه تفاوت که چه خورده است غم دل یا سم
آنقدرغرق جنون بود که پر پر شد و رفت
روز میلاد ، همان روز که عاشق شده بود
مرگ با لحظه ی میلاد برابر شد و رفت
او کسی بود که از غرق شدن می ترسید
عاقبت روی تن ابر شناور شد و رفت
هر غروب از دل خورشید گذر خواهد کرد
دختری ساده که یک روز کبوتر شد و رفت
--------------------------------------
باز یک غزل حکایت کسی که عاشق است
باز ما و کشف خلوت کسی که عاشق است
در سکوت چشم دوختن به جاده های دور
باز انتظار عادت کسی که عاشق است
دستهای التماس ما گشوده پس کجاست؟
دستهای با محبّت کسی که عاشق است
باز هم سخن بگو سخن بگو شنیدنی ست
از زبان تو حکایت کسی که عاشق است
من اگر بخواهمت نخواهمت تو خوب باش
مثل حسن بی نهایت کسی که عاشق است
بغض های شب همیشه سهم نا امید هاست
خنده های صبح قسمت کسی که عاشق است
شاخه ها خدا کند به دست باد نشکند
عشق یعنی استقامت کسی که عاشق است
منتظر نایستید٬نوبت شما که نیست
نوبت من است٬نوبت کسی که عاشق است
"زیبا طاهریان"
--------------------------------------------------
من از تو دل نمیبرم
اگرچه از تو دلخورم
اگرچه گفته ای تو را
به خاطرات بسپرم
هنوز هم خیال کن
کنار تونشسته ام
منی که در جوانی ام
به خاطرت شکسته ام
تو در سراب آینه
شبانه خنده میکنی
من شکست داده را
خودت برنده میکنی
نیامدیو سالها
نظر به جاده دوخته ام
بیا ببین که بی تو من
چه عاشقانه سوخته ام
رفیق روزهای خوب
رفیق خوب روزها
همیشه ماندگار من
همیشه در هنوزها
صدا بزن مراشبی
به غربتی که ساختی
به لحظه ای که عشق را
بدون من شناختی
من از تو دل نمیبرم
اگرچه ازتو دلخورم
اگرچه گفته ای تو را
به خاطرات بسپرم
محسن چاووشی
----------------------------------------
حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی
و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی
من از کنار پنجره تورا نگاه می کنم
وتو مرا به نام دیگری خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پاک وماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مراحساب می کنی
وکاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی
--------------------------------------------
ارام بودم . ساکت بودم . شاد بودم . تنها بودم .
تو امدی . شاد بودی . شلوغ بودی .وسوسه بودی . تنها بودی .
کنارم ماندی . جذاب شدی . غمگین شدی . مرا خواندی . عاشق شدی .
مهربان شدی . دلسوز و پر هیجان و ارام در دلم جا گرفتی .
غمگین شدم . حساس و مهربان . جرقه شدم . عاشق شدم .
سنگدل شدی . بی احساس و بی تفاوت .................. تو رفتی .
تنها شدم . غمگین و افسرده. بهت زده و گیج و با تمام وجود فریادت کردم . اما باز تو رفتی .
محزون شدم دلگیر. افسرده و عصبی . تو را خواندم اما تو رفته بودی . فریادت کردم .نبودی . گریه کردم .....هیچ ..... متنفر شدم .
از تو و از تمام احساسی که تو را میخواند منزجر . و تو همچنان نبودی .
افسرده شدم . تنها شدم . غایب شدی . انتقام شدم ..............
از ذهنم رفتی . ازاد شدم . از دلم رفتی . فریاد شدم . اما فریادی غمگین .
شکست خوردی . پشیمان شدی . برگشتی . مرا خواندی .
تنها بودم غمگین بودم افسرده بودم اما نخواندمت .
برگشتی . گیج شدم . گیج گیج. میخواستم بروم . تو نخواستی . میخواستم بروم قلبم نخواست . میخواستم بروم فکرم نخواست .اما عقلم گفت برو داشتم میرفتم که تو گفتی نرو
التماس شدی . سر تا پا خواهش . حسرت و درد . اما من رفتم
رفتم ولی هزار بار ارزو کردم : که ای کاش هرگز نمی امدی و هرگز نمی امدم.